در نه ساله‌گی‌ی مجله‌ی شعر

فروردین ۰۹, ۱۳۹۱ یک دیدگاه

حالا که نه را، که شروع را، که شروع ِ شعر را، دوباره نه باره، هر روزِ شعر، همیشه‌ی شعر می‌خواهیم، حالا که به حالا رسیده‌ایم، شعر را حالا حالاها شروع ِ شدن بودن می‌خوانیم. آغازمان این‌جا، حالایمان این‌جا، حرف – حرف‌مان این‌جا، زنده‌گی‌مان- شعرمان این‌جا. با شما با شعر، از آغاز تا آغاز. هرگزی که آغاز بود، آغازی که همیشه، همآره بود. این‌گونه بود، این‌گونه‌ایم:

مجله‌ی شعر در اسفندماه ۱۳۸۲ ادبیاتِ خودش را اعلام کرد و شعر فارسی را دیگرگون خواست، چون دیگرگون می‌دید. باری، ادبیات دیگرگون شود، همآره در جست باشد، در خیز باشد. نگاه کند، نگاه دهد، فکر باشد، فکر کند، گوش باشد و گوش دهد، صداها را، صداهای در راه را، صدا کند، صدا دهد، سزای کلمه را بدهد، کلمه را صدا کند، صدایش کند کلمه. و گوش شود. در عمق عمیق شود، عمقی به عمق دهد و عمقی از عمق گیرد، منظر شود، نظاره شود. در راه باشد و به راهِ «راست» مستقیم نشود. راهی شود. و حالا، حالای ما، حالای شعر. بنامِ آغاز، بنامِ شعر.

 

این همه سال گذشت تا به «نه» برسیم. یعنی به چی برسیم‌؟ انگار نه سال پیش بود که با «نه» آغاز کردیم. نه گفتیم به هرچه بود. نوشتیم هرچه نیست. هنوز با نه برای نه می‌نویسیم.

نه سال پیش وقتِ باید بود. نه سال بعد، وقتِ باید است. همیشه وقتِ چهاردستی نوشتن است.

کسی گفته بود: آدم‌های خوش‌بین، بد می‌نویسند. دیگری ادامه داده بود:‌ آدم‌های بدبین، نمی‌نویسند. نمی‌توانیم خوش‌بین باشیم وقتی گذشتِ زمان فقط فضا را بسته‌تر، سانسور را گستاخ‌تر، شعر را مهجور‌تر می‌کند. نمی‌توانیم ننویسیم چون! می‌نویسیم و این یعنی بدبین هم نیستیم.

درین نه سال چه گذشت؟‌

مجله‌ی شعر آغاز حرکتی بود که هنوز ِ حرکت است. از فارسی آغاز کرد. از خیلی جاها سردرآورد. جای تجربه و ترجمه بود.

دغدغه‌ی حافظه داشت. آرشیو ساخت. بایگانی کرد. یعنی شعر را در دسترس خواست. در دسترس گذاشت.

چند زبان دیگر اختیار کرد. از تک زبانی به چند زبانی رفت. یعنی افق‌های دیگری خواست. دیگری هم خواست.

ناشر شد. نشر شعر پاریس را بنیان گذاشت. کتاب‌های نباید را به رایگان منتشر کرد. و این یعنی اجرای کومونیسم.

رادیو شد. رادیوی شعر را به گوش رساند. این‌ها همه‌گی ازین جا ناشی می‌شود که رسانه‌ای که نه، صدای رسایی نیست و دروغ‌های بزرگ به خوبی رسانه می‌شوند.

دبستان‌های شعر را در این‌جا و آن‌جا تشکیل داد. عبور و مرور شعر را از این زبان به آن زبان میسر کرد. یعنی شعر را کارگردانی کرد.

جا ساخت. جا داد. جا نماند از شعر. از شعر جا نماند و پیشِ رو، جا ساخت.

در تمام این سال‌ها چیزی راحت به دست نیامد که به این راحتی‌ها. حالا هم مثل نه سال پیش: با شما تا شعر!

 

ادبیات, سرمقاله, نویسش

یک دیدگاه to “در نه ساله‌گی‌ی مجله‌ی شعر”

  1. jafar bozorg amin گفت:

    پرهام جان، نثرت مثل همیشه جذاب و خودویژه است.

ارسال پاسخ