شعر و صدای آتوسا قدیمی

اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

شرایطِ شاعری

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 
برای مرمتِ دیواری که در قلبش فرو ریخت

کتابخانه‌اش را وقتی فروخت

می‌شد از مردمک‌های به آب رسیده‌اش

مروارید گرفت

و رسید به فصلی که برگ‌هاش را می‌ریخت رویِ میز و

جای بشقاب می‌نوشت پرنده مردنیست

و تا بیاییم پرواز را به خاطر بسپاریم

شام از قلم افتاده بود

پس کلمات

کودکانِ آن سال‌های ما بودند

که با شعر به خواب می‌رفتند

لحظه می‌گذشت مثل ِ برق و می‌ریخت

به جای باریکی که عنقریب

عقربه‌ها را گیر می‌انداخت

ساعت روی ملاقات خوابیده بود

و بیمار که زمان را در بخش ِ دیگری بستری کرده بود

نگاهِ واگیرداری داشت

که از مراقبت‌های ویژه می‌ترسید

پرستار می‌پرسید

همراهِ این متن کجاست؟

من داشتم جای سطر‌ها را عوض می‌کردم

و یکی داشت پرستار را خبر می‌کرد

که می‌دانست

شرایطِ شاعر همیشه بحرانی‌ست
 
 

شعر و صدای آتوسا قدیمی
 
 

پرنده‌ی کاغذی

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

دست روی این داستان بلند نمی‌شود

و هیچ کاروانی

کلماتم را دیگر به کارون نمی‌ریزد

بگذار رو سفیدی به کاغذ بماند

جنگ را فقط در خط ِ مقدم می‌شود نوشت

و گر نه جوهری نداشتم

که به مرگ پس بدهم

این‌جاست که دستم خط می‌خورَد

و پاهاش

که به زانو در آمده

پای ِ همه را بریده که رفت نباشد آمدنی و بنشیند

به تماشای ِ پنجره‌ای

که پرواز ِ آخرین پرنده‌ها را پخش می‌کند

اینجاست که دستم می‌بُرد

کلمه مفقود می‌شود

و کاغذ تا می‌خورَد تا پرنده‌ای

بال‌هاش را در صفحه‌ای سفید تکان بدهد

 

جنگ را همین جا تمام می‌کنم

تا جا نماند

کبوتری که جا انداخته‌ام

 

 

تصنیف

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

دنبال ِ رودخانه را که می‌گیرم بیشتر به بیشه می‌ریزم به ناژوان

به مادربزرگ که اسمش ملک بود و بهار را

برای گل‌های رنگارنگی که داشت

در خانه حبس می‌کرد و هر پاییز

برگ برگ ِ خزان را با مرضیه مرور می‌کرد

من هم گاهی که بیکار و عارفم

لاله‌ی گوش را می‌دهم به جوانان ِ وطن

و بی آن‌که یونان را دیده باشم الهه می‌شوم

تا با غمش بسازم و مرغ ِ سحر ناله سر کند

در گوشه‌ی اصفهانی

که حافظه‌اش زیر ِ سوزن ِ تصنیف‌ها گیر کرده

اندکی سایه‌ی چسبناک انجیر

و بعد از ظهرِ تابستان کمی بدهید تا یک دهن بخواند

صدایی که شش دانگ بپیچد در خانه‌ی اجدادی و دختر وار هم که حساب کنی

یک دانگش برسد به گوش ِ مادرم

مادرم

مادرم

نوستالژیک که می‌شوم نفسم بوی نفتالین می‌دهد

بوی ترمه و تافته

بوی حنا و گیس ِ بافته‌ی عزیزی که از حمام می‌آمد

من اما دلم چرک می‌شود

وقتی که انجیرِ پیر را بریده‌اند و

ورّاث دارند به اندازه‌ی سهم‌شان لبخند می‌زنند

 

فردا در این مکان

کارگران مشغول به کار و

عمارت روی سر ِ خاطراتم خراب می‌شود

ای دختر ِ زیبا

لب ِ ایوان را

برای آخرین بار ببوس!

 

 

پدرخوانده

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

ادبیات هم مافیاست

با این همه پدرخوانده

مادری در کار نیست

و شاعر تنها پیامبرست

باقی همه کافرند

یا کافرند و این کافه دیگر کسی را هدایت نمی‌کند

باری بر نمی‌دارند این کلمات

حتی در پاریس هم پا نمی‌دهد این بار

یکی مرا با خوشگلی‌ام اشتباه گرفته

- فندک داری فکرم را روشن کنم؟

و من که زیر ِ میز می‌زنم

پایه‌ام که ایمان بیاورم به فصل ِ سرد

به شعری که در چشمِ من بی فروغ ترانه‌ای‌ست

ترانه‌ای که خدمتکار خانه

طیبه خاتون

زیرِ لب می‌خواند و

همین که پوست بر می‌دارد از پیاز

اشک

آهسته

آرام

می‌چکد روی گونه‌هاش

 
 

پرواز

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

خطوط ِ پرواز موازی‌اند

و مقصد نقطه‌ایست

که هرگز از خاطر عبور نمی‌کند

پس پُر کن

چاله‌ای را که هوایی‌ام کرد پُر کن

و شراب ِ شیراز را

از ساقی ِ فرانسوی بگیر

که سرها تا دقایقی دیگر

به شانه‌ی کنار دستی کوک می‌خورد

پشت ِ صندلی هم

عاقبت خم می‌شود

و ما کمربندهایمان را بسته‌ایم

تا در هم سقوط کنیم

 
 

دیگر آثار آتوسا قدیمی در مجله‌ی شعر
ده شعر با صدای شاعر

شعر, شنیداری

۲ دیدگاه to “شعر و صدای آتوسا قدیمی”

  1. ماه لی لی گفت:

    واژگان صدایت
    چشمانم را گرم گرفت
    دلم برای همه ی شانه هایت تنگ..

  2. ندا گفت:

    کسی مثل تو با این کلمات ناب به آغوشم می کشد
    عالی بود …

ارسال پاسخ