تکمله‌ای بر مانیفست شعر پولورال | آیدین ضیایی

خرداد ۲۸, ۱۳۹۱ یک دیدگاه

مانیفست شعر پولورال پروبلماتیکی از وضعیت گذار است. گذاری که در پروسه شعری و شاعری منطق غالب است. شعر پلورال، روال مرسوم نوشتن شعر و تدوین پیشنهاد شعری پس از تولید را بر هم زد؛ هرچند این بر هم زدگی چندان وجه مغشوشی به خودش نگرفته است. شعر پولورال پیشنهادی را در وضعیت انتزاعی/مجرد و پیش‌تر از تولید شعر منتشر کرد. شعر پولورال سوژه‌ای شکل گرفته از بیانی است که به ابژه‌ی ماحصل‌اش ختم می‌شود البته این سوژه بی‌تاثیر از قراردادهای ابژگانی درونماندگار شعر هم نبوده است و در عین قبول شکل کلی از «شعر بودن» شعر، بر نهاد خود را بر اساس شیوه‌ی به بار نشستن شکل مرسوم و معمول شعری نهاده است. پیشنهادی که خود را در وضعیت بینابینی از امر واقعی و امر نمادین قرار داد و به این ترتیب تجسمی از دورنمایی شکل نیافته ترسیم کرد.
در شعر پولورال تقدم و تفوق امر واقعی بر امر نمادین حادث می‌شود. اتفاقی که پیش‌تر با غلبه‌ی امر نمادین به سمت امر واقعی سوق پیدا می‌کرد. شعر پولورال قصد تغییر پارادایم در آلترناتیو‌های مرسوم را دارد. ممکن است این کمی غیر واقعی و نا‌معقول باشد ولی برای نسل رادیاسیون یا نسلی که حاصل تشعشعات رادیاسیون است این روالی عادیست. نسل رادیاسیون، نسل امیال جهش یافته ایست که روال را نه در معنای بدیهی و مرسوم‌اش بلکه در وانمود و بازتولیدی محرز از جهش یافتگی‌اش علنی می‌کند.
نسل رادیاسیون نسل بر هم زننده‌ی تقدم و تاخر زمانی است. نسلی که قائل به زمان و سمت اجرای می‌ل‌اش هم نیست. نسل رادیاسیون؛ تقاید علت و معلولی در پروسه‌ی تولید و ایضاح منطقی تولید را دیگرگون می‌کند. اشکال کار نسل رادیاسیون فقط می‌تواند مساله فرسودن و فرسوده شدن زود رس باشد. خاصیت رادیاسیون جهش در راستای کاهش نیمه‌ی عمرش است یک جورجهش مقصور. این فرسایش زودرس می‌تواند نتیجه‌ی نگاه ژنریکی باشد که در ذات شعر پولورال شکل می‌گیرد. این نگاه ژنریک است که با روال چالش برانگیزی که شعر پولورال مجری آن بوده، به استهلاک حاصل از اصطکاک دامن می‌زند و نسل رادیاسیونی را که با جهشی موجبات تغییر را ایجاد کرده، می‌فرساید…
شعر پولورال می‌خواهد که به تلفیق روی خوش نشان بدهد. می‌خواهد انگیزش محافظه کارانه‌ای را که مدام به دنبال نگاشتن و نشر منفرد با رمزگان تعلق شخصی و خود ارجاع مرسوم است با کنش‌های رادیکالیزه شده از شکست قرار داد و رمزگان در راستای خلق «شیوه» ی بدیعی از تولید و باز تولید معاوضه کند.
بداهت در شیوه‌ی تولید مورد نظر شعر پولورال ممکن است به سوء تفاهم داهیانه بودن پیشنهاد بی‌انجامد در صورتی که شعر پولورال مدعی کشف وضعیتی فرا واقعی نیست. شعر پولورال فقط در انقلاب شیوه‌ی تولید است که خود نمایی می‌کند. شعر پولورال بعد از اتمام تغییراتی که در شکل ارائه‌ی اثر خود را عرضه کردند، اینبار با آلترناتیو دیگری برای تغییر پا به میدان گذاشته است. آلترناتیوی که معتقد است نه یک راه کار قطعی و سلبی، بلکه مقید به تمام تغییرات و اشکال قبلی است. البته شعر پولورال در این نمود از پذیرش و هضم بوده‌ها و داشته‌ها، قفا نگر نیست. اینبار شعر پولورال می‌خواهد که بی‌تدقیق به اصل قضیه‌ی قالب و بازتولیدات ایماژیک از شعر، وضعیتی دیگر را هم در فضای ادبی به آزمون و اشتراک بگذارد تا کالبد بحران و اتمام شعر را به صورت مکانیکال زنده کند. شاید بتوان پروژه‌ی زنده کردن و انگیزش شعری را با پروژه‌ی پنتاگون در رابطه با زنده کردن سربازان در فیلم «سرباز جهانی» رولند املیچ مقایسه کرد. در این فیلم سرباز آمریکایی (ژان کلود وندام) که در جنگ ویتنام کشته می‌شود، توسط پروژه‌ی احیاء پنتاگون، در زمانی بعد‌تر دوباره زنده می‌شود و البته اینبار با قابلیت‌های بیشتری که به آن افزوده شده است. پروژه سرباز جهانی، مشارکت در بازیافت است. چیزی در حد تیمی روباتیک که قصد تولید رباتی انسانی با تمام کارکرد‌های انسانی را دارد و آن بازیافت سربازی که در ویتنام شرکت کرده و کشته شده ولی اینبار با پروژه بازیافت ش، دوباره در جنگ شرکت داده می‌شود!
در پروژه‌ی شعر پولورال هم ما با داشته‌هایی که هستند مواجهه نمی‌کنیم. بلکه داشته‌هایی را که در بحران نابودی و مرگ قرار گرفته‌اند دوباره با شیوه‌ی تولید دیگرگون جایگزین می‌کنیم تا کارکردهای زبانی با قابلیت‌هایی تازه شکل بروز بیابند و بتوانند فارغ از تکینگی‌های اندیشگانی، با اندیشه و بیان و ابراز جمعی همپوشانی شوند. هدف ایجاد امکانات دیگری برای شعر است امکاناتی علاوه بر امکانات بیانی و زبانی که مرسوم و معمول شعر و شاعری بوده‌اند. شعر پولورال امکانات مشارکتی در زبان را به عنوان مبنای پیشنهاد ادبی‌اش مطرح می‌کند و متعاقب آن این مشارکت را از هرج و مرج در شراکت به سیستم مشارکتی قاعده‌مند به ایضاح می‌نشیند.
به انسداد رسیدن شعر ممکن است به بازگشت‌هایی از نوع ساده نویسی بی‌انجامد و در این بازگشت با جریانهای شعر پیشرو هم برخورد کند. انسداد، توقف، و توقف انباشت مفاهیم و زبان در یک حدود تعیین شده است. مثل سدی که آب را در خودش نگه داشته و انبار می‌کند. التقاط مفاهیم به شکل بیانی ساده با بیانی پیشرو و متفاوت در یک ظرف مکانی و زمانی، احتمالن به سرخوردگی و اتمام شعر منجر شود.. و این‌‌ همان تداعی تل انباری از تکرار در وضعیت ایستا است. هدف گذر از بن بست زبانی و امکانات بیانی شعر است و شعر پولورال با شیوه‌ای که مطرح کرده قصد عبور را دارد قصدی که آزموده نشده و چه بسا بتواند خود را در شیوه‌ی تولیدی که عرضه کرده به تداوم و نه بازگشت برساند.
شعر پولورال به دنبال فرآیندی از گذار است گذر از انفعال در شکل و محتوا است. فرایندی که قصد تن ندادن به وضعیت موجود را دارد. هرچند شعر پولورال خود را با بوطیقای نظری ابراز کرده و این شکل فقط در قبال بحرانی که حس می‌شده، عرضه شده، ولی می‌تواند در قدم بعدی به شکلی پراتیک هم خود را به نمایش بگذارد. اقتصاد شعر پولورال در راستای عملی شدن است. و با این نیت خود را وارد فضای ادبی کرده است.
شعر پولورال بر خلاف شکل مانیفست نویسی که نمودش را مرهون- به و ملهم- از اثر می‌داند، خودش را به پیش از شکل گیری کشانده و استراتژی خود را بر مبنای تبیین نظری ماقبل تولید نهاده است.
زیست شعر نیازمند کاربست زبانی حاصل از طی شدگی یک پروسه‌ی طولانی است و درست زمانی که این پروسه به نقطه‌ی صفر اشباع شدگی می‌رسد، یعنی نقطه‌ای که بعد از آن دیگر نمی‌توان به صرف کاربست کارکردی و امکانات زبانی قناعت کرد، درست در این لحظه است که شعر پولورال به عنوان نقطه‌ی آژیده زبان برای ایجاد گره‌های تور وارد میدان می‌شود.
سلسله مراتب امکانات زبانی، در شعر پولورال مکان خود را با سلسله مراتب ادا و افاده کنندگان زبان معاوضه می‌کنند. امکانات زبانی تحلیل رفته و حتا امحا شده در وضعیت احتضار شعری که حاصل تفرد در کاربست و بازتولید هستند، در شعر پولورال با اختلاط ذهن جمعی به ترمینولوژی جدیدی از ساختار جدید دست خواهد یافت. و این نمود اشتراکی است که همیشه در خود ارجاع‌ترین شکلش به تنوع آوایی و بیانی و ساخت مفاهیم و اصطلاحات نو انجامیده است.
شعر پولورال شعر تجربه‌ی جدید است. از این رو شعر پولورال وارد ادعای فرم تظاهر یافته و حتا محتوای حاصل از آن نمی‌شود بلکه خود را مقید در نحوه‌ی تولید می‌داند و از روی این نحوه تولید است که بعد از تولید با گفتمان رایج از فرم و محتوا و زیبایی‌شناختی شعر همداستان می‌شود. این به این معنا ست که شعر پولورال وجه تمایز خود را در ایجابیت شعر قرار نمی‌دهد بلکه در شیوه‌ی ایجاد خود را علنی و کنشگر می‌کند.
شعر پولورال مدعی خروج از انسداد معانی یکه است. معانی با اندیشه‌ی پولورال بسط پیدا می‌کنند و حتا تقابل معنایی به ظهور معنایی نو از اشتراک معانی و اندیشه گانی و واژگانی خواهد انجامید.
شعر پولورال، تحول شعری حاصل از تغییر در قوالب شعری را که منجر به بروز یک سوژه‌ی بیانی می‌شود به سوژه‌ی گزاره‌ای بدل می‌کند. و حاصل؛ گزاره‌ای عملگراست و کنش را در پراتیک تولید می‌جوید. اما شعر پولورال غفلت از این نمی‌کند که سوژه‌ی گزاره‌ای مورد نظرش نهایتن به سوژه‌ی بیانی منجر می‌شود و این گفتمانی است که شعر پولورال در خودیت‌اش به دنبال احقاق آن است.
رخداد شعری در وضعیت پولورال نیاز به بر هم زدن قواعد بیانی ندارد و در عین به رسمیت شناختن گزاره‌های بیانی معطوف به شکل سابق نمود شعر فقط در راستای تغییر در قاعده‌ی رفتار شعری است که مداخله می‌کند. رفتاری که به تولید شعر می‌رسد.
دغدغه‌ی پولورال کردن شعر با فرض وجود بحران تولید و اثر، پیشنهادی برای خروج از بحران با کمترین هزینه ممکن است. دگردیسی ادبی در پروسه‌ی ادبی با دخل هزینه‌های آشنا زدایی شده از شکل و قالب غالب شعر بوده و این تحمیل، هزینه‌هایی برای پیش نهاد کنند گان و کاربران در کاربست شکل جدید را داشته است. مقاومت در مقابل تحمیل ایجابی برای تغییر قالب و نمود شعری به تقابل ادبی در مقاطع تاریخی دامن زده است. چون مقاومت و مقابله همیشه در مقابل محصول تجسم پیدا کرده است، محصول نمونه ایست که حاصل سیری اندیشگانی یا نظری با رویکرد مخالف خوانی و تضاد دیدگاه است و همیشه از روی این حاصل نهایی در مقام محصول است که می‌توان به اجماع تقابل یا تفاهم دست یافت. اما شعر پولورال با پذیرش شکل مرسوم، پیشنهاد خود را نه در محصول بلکه به مرحله‌ی تولید محصول کشانده است. پس در عین وفاق نظری و گفتمانی در نمود بیرونی از شعر؛ در شیوه‌ای که منتج و منتهی به محصول شده است صرف سرمایه و هزینه می‌کند. هزینه‌ای که اینبار نه بر دوش محصول بلکه به گردن تولید کنندگان می‌گذارد و البته این هزینه با توزیع و تقسیم شدن بین تولید کنندگان به وضعیت به صرفه تقلیل پیدا می‌کند.
مساله شعر امروز، خود پرتقال هاست و اینکه مشکل‌‌ همان چیزی است که به عنوان محصول نارس یا گندیده، خروجی جریان تولید شده است. شعر پولورال مدعی است که وقتی با وضعیت مسبوق و فعلی، راهی برای برون رفت از این بحران محصول نیست، پس باید مقوم و راهکاری نظری برای تغییر در شیوه‌ی رسیدن به محصول جدید ابداع کند و این بدیل انتزاعی با انضمام شکل عرضه‌ای که بوده می‌تواند تداعی خروج از بحران فعلی را بکند.
بحرانی که شعر پولورال مدعی ایجادش در مقابل بحران ادبی فعلی است، نه به معنای بحرانی مختوم و محتوم در سیر به سمت انسداد بلکه بحرانی برای خروج از انسداد است. به عنوان مثال، یک جامعه در وضعیت بحران پیشا انقلابی را در نظر بگیرید، اینجامعه به رغم ثبات ظاهری، آبستن رویدادی است تا از وضعیت بحران اقتصادی، اجتماعی و در کل توتالیتاریسم بیرون بیاید؛ برای اینجامعه‌ی بحران زده، باید با بحران سازی وقوع انقلاب پاسخگو شد. اینجا، شکل گرفتن بحران، نقطه‌ی عزیمت و خروج از بحران است.
شعر پولورال، معادله‌ی دیالکتیکی‌اش را از کنش بین ذهن و زبان، با کنش بین اذهان و زبان معاوضه می‌کند. تضاد موجود در معادله‌ی مرسوم و پیشنهاد شعر پولورال است که عامل محرکه برای خروج از بحران معمول شده است و کشف این شیوه است که خود را در وضعیت متضاد و محرک معرفی می‌کند.
شعر پولورال معتقد به انسداد کارکرد‌های زبانی نیست بلکه عامل و علت وجودی‌اش را در تطور اندیشگانی می‌جوید و نقطه‌ی اتکایش را همین تطور ذهن جمعی برای افزودن کارکرد‌های جدید زبانی و معنایی می‌داند.
شعر پولورال، شعر را در وضعیت حرفه‌ای‌گری می‌خواهد. حرفه‌ای برای به ثمر رسیدن‌اش! حرفه‌ای‌گری مورد نظر شعر پولورال به مثابه حرفه‌ای‌گری ورزشی است. مشارکت و صرف سرمایه و هزینه برای یک هدف و آن قهرمانی! ورزش حرفه‌ای فراخوان تجربه است، تجربه‌ای که کنشگران قبلی‌اش کسب کرده‌اند ولی با گذشت زمان تجربه، جای خود را به فرتوت شدن و فرسوده شدن بدنی و جسمی داده است. این وضعیت ناگزیر وضعیت ورزش حرفه ایست. یعنی تا مادامی که تجربه در حال شکل گرفتن است و تکامل نیافته، عنصر قدرت و شادابی بدنی وجود دارد ولی بعد از این مرحله و کسب تجربه در زمان، این تجربه جایگزین قدرت خواهد شد. این‌‌ همان وضعیت حضور یکی و فقدان دیگریست که اجتناب ناپذیر وضعیت ورزش حرفه ایست. تعمیم این وضعیت و ارجاع آن به فضای ادبی شکل دهنده‌ی شعر هم چندان دور از ذهن و بعید نیست. تنها عناصر در این مثال، مکان‌های مفارق هم را اشغال می‌کنند. اما کلیت کسب تجربه و کاربرد ذهنی و زبانی و دخل مواردی برای غنای زبان و بیان، یکی است.
شعر پولورال، شعر در وضعیت «کلونی» و تعاون برای رسیدن به یک هدف واحد است. اجتماعی مشارکتی که بی‌تفوق تفاخر، در راستای یک نیت جامع الاطراف در وفاق جمعی شکل گرفته است. شعر پولورال، تجربیات خالی از کارکرد‌های بکر را با عملگرایی و خارق عادات استعلایی و نوستالژیک، برای تولید یک شعر تکین از این هر دو را به میدان فرا می‌خواند. و این‌‌ همان قصد اولیه و بدیع عرضه شدن و آزمودن این شیوه‌ی بحران زای بحران گریز برای شکل فعلی ادبیات / شعر است. در ‌‌نهایت، تاکید شعر پولورال بر، بر هم زدن رسم مالوف از آنچه بوده است، است. پس باید شعر پولورال را در وضعیت تکین و خود بسنده‌اش مورد واکاوی قرار داد چون با هیچ مولفه‌ی معطوف به مسبوق قابل توجیه و قیاس نیست…

ادبیات, مقاله, نقد

یک دیدگاه to “تکمله‌ای بر مانیفست شعر پولورال | آیدین ضیایی”

  1. جمشید قنبری گفت:

    درود و سپاس ، اولین بار است که ،من و این مانیفست ، با هم دیدار می کنیم . حالا نمی دانم او دارد مرا می خواند یا من او را . خودم را کشیدم کنار ، داشتم ناخواسته، مدیوم یک رابطه میشدم…( می خواهم بیشتر به خوانمش و ادامه ی حرفم را برای بعد، وقتی که خوانش را جوانبی از فهم کردم فهمیدنی…) اما حیف ! کاش چند نمونه شعر ضمیمه ی این منشور می کردین با با قواعد و مولفه های این مانیفست. چیزی کم بود. چیزی که همان تعاون امر واقعی و امر نماین در آن اتفاف میشود. ( ریشه در تن است/ یا در فکر؟/ یا هر دو/ یا هچ کدام/ کلمه/ مرموزانه نگاه می کند/ در دهان فکر و تن ).

ارسال پاسخ