آرشیو بخش ادبیات

آنتی کنفورمیسم | پرهام شهرجردی

دی ۲۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نشر شعر پاریس منتشر کرد:
آنتی کنفورمیسم | پرهام شهرجردی

ادبیات, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

شماره اول فصل‌نامه‌ی «مطالعات جـنـسیـت» منتشر شد

دی ۰۵, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

شماره اول فصل‌نامه‌ی علمی-تخصصی «مطالعات جـنـسیـت» با موضوع پدیدارشناسی و هرمنوتیکِ جنـسـیـت به صورت الکترونیکی منتشر شد.

ادبیات, رساله, مقاله, نشر پاریس, نقد, کتاب [ادامه مطلب...]

الهه‌ای با بال‌های طلایی مصرف | فریبا فیاضی

آذر ۰۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نویسنده‌ی این متن در ابتدا به عنوان «یک توضیح ضروری» لازم می‌داند تاکید کند که این متن قصد تبلیغ مصرف افراطی قرص را دارد و تلاشش تنها افشاء برخی واقعیت‌های تاریخی برگرفته از تجربه‌های شخصی نگارنده در مصرف است. من اصراری ندارم انتشار این متن قصد ترویج مصرف را نداشته باشد. اما جذابیت این متن، در قابلیت نقد آن و رد و بدل کردن تجربه‌ی مخاطب‌های مصرف کننده است. انکار نمی‌کنم این متن از بنیان بر هواست و نتیجه‌ی تجربه‌ی چند ساله‌ی مصرف شخصی من است و لزوما نمی تواند هیچ مابه ازا بیرونی و نقطه‌ی مشترکی با دیگر مصرف کنندگان داشته باشد.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب...]

نابودی | پرهام شهرجردی

آذر ۰۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

وقتی همه چیز از دست می‌رود، همه چیزهای از دست رفته پدیدار می‌شود.
در فیلم‌های اصغر فرهادی، «درباره‌ی الی» و «جدایی‌ی نادر از سیمین»، چقدر با مفهومِ غیاب، ناپدیدی، نابودی و نا-بودن کلنجار رفتم. یک عضو، یک نفر، یک چیز، پا پس می‌کشد، غیبت آغاز می‌شود، و همه چیز ازین‌جاست که شروع می‌شود.

ادبیات, نقد [ادامه مطلب...]

شب کلبه را در مشت گرفت | پدرام مجیدی

مهر ۲۷, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

شب کلبه را در مشت گرفت
آنقدر مالید
که حالی به حالی شد
مرد از حال رفت
به سمت در
در باز شد به سمتی که هیچ راوی به خاطره نداشت
خاطره دختری بود انتحاری
که در امن آغوش شعر منفجر شد

ادبیات, خانواده‌ی شعر, شعر [ادامه مطلب...]

تن زدن به پهلوی مرگ | منصور خورشیدی

شهریور ۱۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نگاهی به کتاب‌های « آن مرگم» و «جنون روز» موریس بلانشو، «مرض مرگ» مارگوریت دوراس و «ماضی‌ی بعید مرگم» پرهام شهرجردی – در خوانش و نویسش پرهام شهرجردی

ادبیات, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ناممکن | پرهام شهرجردی

شهریور ۰۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

ادبیات ناممکن است. ناممکن است که ادبیات است.
چرا؟ چون ادبیات در فرارفتن، از همه چیز پیشی می‌گیرد. جایی هست که ادبیات می‌خواهد از خودش هم جلوتر برود. خودش را پشتِ سر بگذارد. جایی که دیگر نمی‌توان پیش رفت. جایی که پیش-رفتن قابل تصوّر نیست: نمی‌شود ازین جلوتر رفت. نمی‌شود ازین پیش-تر رفت. این جاها را جُستن. دنبالِ این لحظه‌ها بودن. مُدام ناممکن بودن.

ادبیات, خانواده‌ی شعر, مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

آسیب شناسی شعر معاصر آذربایجان (ایران) | جعفر بزرگ امین

مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

در تجزیه و تحلیل و نقد، شعر و ادبیات معاصر آذربایجان، هرگونه اغماض و بی توجهی به پنجاه سال سیاست راسیستی پدر و پسر نظام شاهنشاهی پهلوی و ستم ملی که برآذربایجان رفته است، خود اجحاف و ستم دیگریست درحق آذربایجان. سیاست آپارتایدی و جنایت فرهنگی- هویتی غیرانسانیی که حکومت پان ایرانیستی پهلوی درحق فرد- فرد انسان آذربایجانی(آسیمیلاسیون هویتی و ساختار ذهنی- زبانی) و جغرافیایی(آسیمیلاسیون نام ترکی شهرها و روستاها درنامهای فارسی) آذربایجان رواداشته است به لحاظ حقوق فرهنگی- ادبی یک ملت غیرقابل بخشش است.

ادبیات, مقاله [ادامه مطلب...]

در متن عکس: سرپیچی | پرهام شهرجردی

مرداد ۰۹, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

گاهی اوقات، در مقابل برخی حوادث، می‌دانیم که باید سرپیچی کنیم. سرپیچی مطلق و قاطع است… آن‌هایی که سرپیچی می‌کنند و قدرت این سرپیچی آن‌ها را بهم پیوند داده می‌دانند که هنوز با یکدیگر نیستند. زمان لازم برای آن‌که بتوانند حرکت گروهی خود را تثبیت کنند، از آن‌ها سلب شده است. آن‌چه برایشان باقی می‌ماند، یک سرپیچی سازش ناپذیر است، دوستی با یک نه‌ی قطعی، یک نه‌ی تزلزل ناپذیر و دقیق که آن‌ها را متحد و هم‌بسته می‌کند.

ادبیات, در عکس متن, در متن عکس [ادامه مطلب...]

فراسوژه در نوشتار | نغمه نصری

مرداد ۰۵, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

چرا می‌نویسیم؟ چه را بنویسیم که همیشه‌ی زبان همیشه بماند اما همیشگی باقی نماند؟ زبان فارسی دیری‌ست که میانه راه تخیل وهذیان دست و پا می‌زند، همان خیال مزمن زبانی که به توهم و در نهایت به هذیان پیش از مرگ این پیرکودک زبان فارسی بدل شده است…

ادبیات, مقاله [ادامه مطلب...]