آرشیو بخش ادبیات

کلماتی که زندگی می‌کنند در مرگ معنا | منصور پویان

تیر ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نیم‌نگاهی به «جنون روز» نوشته‌ی موریس بلانشو با فارسی‌ی پرهام شهرجردی

ادبیات, تازه‌ها, نقد [ادامه مطلب...]

جنون روز | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

خرداد ۳۰, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نه فاضل‌ام نه جاهل. خوشی‌هایی داشته‌ام. این‌که چیزی نیست: زندگی می‌کنم و این زندگی بیش‌ترین لذت را به من می‌بخشد. پس، مرگ؟ وقتی بمیرم (شاید همین حالا) به لذت بی‌کرانی می‌رسم. از مزه‌ی اولیه‌ی مرگ حرفی نمی‌زنم، که بی‌مزه است و اغلب نامطبوع. درد کشیدن خرفت می‌کند. اما حقیقت مهمی که از آن مطمئن‌ام از این قرار است: از زندگی کردن لذتی بی‌حد و حصری دارم و از مردن ارضای خاطری بی‌حد.

ادبیات [ادامه مطلب...]

انتشار «دفترهای موریس بلانشو»

خرداد ۳۰, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

درین شماره آثاری از ژک دریدا، ژان لوک نانسی، دانیل دوبِلس، لسلی هیل، یوجی نی‌شی‌یاما، سرژ زنکین، کوین هارت و پرهام شهرجردی به چاپ رسیده است.

ادبیات, زبانِ دیگر [ادامه مطلب...]

در معرفی ماه‌گل سالمی

اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه توسط

حالا که کار را به این‌جا رساندیم، این را هم اضافه کنیم: هر وقت فراری در کار باشد، فرآیندی هم در کار است. فرار، قلمرو را می‌گشاید. بی‌خود نیست که در فرار، فرا نشسته است. هربار که از تعریف-شده، معلوم، مفروض، مرسوم و مکتوب می‌گریزیم، به چیزی بیش‌تر، به چیزی فراتر از ادبیات پا داده‌ایم. پس با این خیال پا به فرار گذاشتن!

ادبیات, شعر, نویسش [ادامه مطلب...]

گذشته‌های مجله‌ی شعر

اردیبهشت ۰۹, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

آرشیو حرفِ کمی نیست. به خصوص برای مجله‌ای از جنسِ مجله‌ی شعر. هم‌زمان که می‌نوشتیم، که می‌نویسیم، آرشیو می‌شدیم، می‌شویم. برای آن‌هایی که می‌خواهند در گذشته‌های مجله‌ی شعر گردش کنند، تک تکِ صفحات را مثلِ همان وقت، مثلِ همین وقت، باز می‌کنیم. دوباره باز می‌کنیم.

ادبیات, سرمقاله, شعر [ادامه مطلب...]

تقریبن هیچ | مریم شیخ

اردیبهشت ۰۸, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

گزارش کار روزانه: شکستن شاخ دو غول در بیابان‌های بی آب و علف. بیرون کشیدن یک نوزاد از دهان تمساح. نجات جان یک پیرزن از زیر چرخ‌های گاری در تگزاس. یک عدد انقلاب در تونس. چرب کردن کون خر. کندن چاهی به ارتفاع هزار کیلومتر، جهت استخراج نفت. نجات یازده کارگر شیلیایی گیر افتاده در معدن. اطفاء حریق جنگل‌های گلستان. بیرون کشیدن شنل زورو از لای درب هواپیما. کشتن دو خدای ناتو. سفر به کره‌ی ماه و بازگرداندن دو میمون و یک موش به زمین.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب...]

پیش‌نوشتِ «آنِ مرگم» | پرهام شهرجردی

فروردین ۲۷, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

اتفاق افتاده است: پنجاه سال قبل، در طی جنگِ دوم جهانی، بلانشو تا خودِ مرگ می‌رود، اما نمی‌رود. این «خودِ زنده‌گی‌نامه» یک‌بار در «جنون روز» نوشتن می‌کند و بعد، «آنِ مرگم» به گذشته‌ی مردی می‌رود که دیگر جوان نیست. اول شخصِ مفرد روایت می‌کند، تکرار می‌کند: «می‌دانم». سوم شخصِ مفرد، مردِ جوان است، مردی که هنوز جوان است. انگار این اول شخص – منِ امروز –، آن سوم شخص – منِ جوانِ دیروز – را می‌نویسد.

ادبیات, نقد [ادامه مطلب...]

آنِ مرگم | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

فروردین ۲۷, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

انتشارِ کتاب «آنِ مرگم» موریس بلانشو با فارسی‌ی پرهام شهرجردی

ادبیات, نشر پاریس [ادامه مطلب...]

برای فردا | پرهام شهرجردی

فروردین ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

برای نوشتن، برای خودِ نوشتن، نوشتن. این گونه‌ام، این گونه است که می‌نویسم. برای این‌گونه بودن است که می‌نویسم. این گونه بودن را که به نوشت می‌آورم، انگار خودم را به حرف آورده‌ام. با این حرف‌هاست که نوشتن می‌آید و تمامِ جایم را می‌گیرد و من تمام‌ام را، جایم را، به نوشتن می‌دهم: وقتی یکی […]

ادبیات [ادامه مطلب...]

ادبیاتی که می‌آید | پرهام شهرجردی | شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۰ | استراسبورگ

فروردین ۰۲, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

شنبه ششم فروردین ۱۳۹۰، پرهام شهرجردی در استراسبورگ «ادبیاتی که می‌آید» را به حرف می‌آورد.

ادبیات [ادامه مطلب...]