آرشیو بخش ادبیات

علی عبدالرضایی: لطفن مرا بر سر در ِ مغازه‌های بُنجول‌ فروشی تابلو نکنید!

آذر ۲۳, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

  آن وقت‌ها که بودم به چشم نمی‌آمدم، حالا که نیستم توی چشم می‌زنم شدید! لابد دیگر باید حالم از خودم که اسمی ناگهان شهیر دارد از جنسی چنین پوپولیستی بهم بخورد نه!؟ یعنی من این‌همه اهل و سهل شده‌ام که حاضرم حتا در یک شاعردوانی‌ِچشمی – چشمه‌ای سیاه لشگری کنم؟ شما که می‌توانید مرا […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]

دانشجو را هیچ زندانی نمی‌تواند

آذر ۲۱, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

چنین خفن، قلم و تن و زبان و اندیشه را فروختن، و گردن گذاشتن به خفقان! عادت کردن به… خفه خون گرفتن در برابرِِ… برادری با خفقان؟ درجستجوی داشتن، دانشجو را به جرم چپ، نداشتن در آزادی! و داشتن درخفقان؟ نه! ما که زاده‌ی دانش‌گاهیم، معتادِ به این عادت نیستیم نبوده‌ایم، خفقان را عادی نمی […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]

تکثٌرِ زبان

آذر ۱۸, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

با کثرت زبان، کثیر شویم. متکثر شویم. زبان را تکثیر کنیم. از یک به چند برویم. یک را چند بخواهیم. یکی را چندگونه، چندباره، چندواره، همآره بخواهیم. زبانِِ «من» ؟ زبانِ «او»ست. او، بیگانه است. با بیگانه اما غریب نیستیم. حالا با بیگانه‌گی، یگانه می‌شویم. با زبانِ «خودی» – بی‌خودی – بیگانه‌ایم. پس از امروز، […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]