آرشیو بخش شعر

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟ | پدرام مجیدی

دی ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟

شعر, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

نشر شعر پاریس منتشر کرد: شب‌نشینی با مثل هیچ‌کس

دی ۱۵, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

گفت‌وگوی محمدحسین ابراهیمی با علی عبدالرضایی

شعر, نشر پاریس, کتاب, گفت‌وگو [ادامه مطلب...]

پساتبعید در رادیو مهاجر بریتانیا

دی ۰۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

علی عبدالرضایی و ابول فروشان شاعرند. با زبا‌ن‌های خود و دیگری درگیرند. در تبعید، با شعر، با ادبیات زنده‌گی می‌کنند. در دبستان لندن خودشان را گاهی به این زبان و گاهی به هر زبان می‌نویسند. از تبعید آن طرف‌تر رفته‌اند. خودشان شعرشان را، شعرشان خودِ شعرشان را نماینده‌گی می‌کند. سالیان دراز است که لندن را صحنه‌ی جست و خیزِ شعر کرده‌اند. از پسِ تبعید برآمده‌اند تا پسا-تبعید را زنده کنند. شعر و آتش زیر خاکستر نمی‌ماند. رادیو مهاجر بریتانیا با این دو شاعر به گوش نشسته و صداهای این زبان و آن زبان‌شان را، صدای از تبعید گذشته‌شان را به گوش ما می‌رساند.

زبانِ دیگر, شعر, شنیداری [ادامه مطلب...]

رادیوی شعر

دی ۰۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

  از شروع کار، مجله‌ی شعر به فکر راه‌های دیگرِ شعر بود: از هر راهِ رفته فراری بود. رادیوی شعر محصول چیز دیگری خواستن است. این رادیو به زبان‌های فارسی، انگلیسی، اسپانیولی، آلمانی، فرانسه و عربی به صورت ۲۴ ساعته برنامه دارد. رادیوی شعر طرحی‌ست که هر روز خود و برنامه‌اش را کامل می‌کند. رادیوی […]

شعر, شنیداری [ادامه مطلب...]

دو شعر از امیرحسین افراسیابی

دی ۰۲, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

رقاصه دورش را آخر شد
شاید بازهم کجا رفته باشیم؟
همین جا هم می‌توانیم خاکمان کنیم
دست بالا

شعر [ادامه مطلب...]

در معرفی آتوسا قدیمی

آبان ۲۲, ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه توسط

آتوسا قدیمی سال‌هاست که در انزوایش می‌نویسد. بگذاریم این تنهایی، نقطه‌ی آغاز باشد. روزی نویسنده‌ای که منتقد هم بود،‌ حرف از تنهایی‌ی اساسی زده بود. کسی که تنهاست، درین‌جای جهان نیست، جای دیگری‌ست. زمان‌اش، زمانِ دیگری‌ست. شاید بی‌دلیل نیست که خیلی وقت‌ها، امروزها، برای وقت دیگری می‌نویسیم. به همین ساده‌گی: امروز، برای امروز نمی‌نویسیم. می‌نویسیم اما، برای خواننده‌ای که هنوز نیست. برای ملًتی که جایش خالی‌ست. هم‌زمان که در کار خلق اثریم، مردمی را هم که هنوز در دنیا و درین دنیا نیست، به دنیا، به این دنیا فرا می‌خوانیم، مردمی را به دنیا می‌آوریم.

خانواده‌ی شعر, شعر [ادامه مطلب...]

شب کلبه را در مشت گرفت | پدرام مجیدی

مهر ۲۷, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

شب کلبه را در مشت گرفت
آنقدر مالید
که حالی به حالی شد
مرد از حال رفت
به سمت در
در باز شد به سمتی که هیچ راوی به خاطره نداشت
خاطره دختری بود انتحاری
که در امن آغوش شعر منفجر شد

ادبیات, خانواده‌ی شعر, شعر [ادامه مطلب...]

بدها | رضا شنطیا

مهر ۰۶, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

و زنی که جنین‌اش اعتصاب غذا کرده
ضربدر دیگری روی دیوار می‌زند
و می‌زند زیر گریه که زیر حرف‌هایش نزند

شعر [ادامه مطلب...]

سه شعر از سیاوش شعبان‌پور

شهریور ۲۲, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

در کافه بود
دست‌هاش غنیمت طوفان چشم‌هاش
تکه بودم از پاره که می‌کرد ثانیه‌های چشم‌هایش شب

شعر [ادامه مطلب...]

دو شعر از فریبا فیاضی

خرداد ۲۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

از همیشه نبودن دل درد بگیرم اشک بریزم دور چشم‌هایم چروک بردارد موهایم لای رنگ قهوه‌ای بسوزد تا تو

شعر [ادامه مطلب...]