آرشیو بخش شعر

شناسنامه‌ی من که المثنّی نیست

دی ۰۲, ۱۳۸۶ ۵ دیدگاه توسط

شناسنامه‌ی من که المثنی نیست علی عبدالرضایی     برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید       بی کس تر از من خودِ بی کسی‌ست دلم خوش است      که نامم شوهرِ کسی‌ست دلم خوش است شاعرم             دوست دارم     دنیا خانه‌ی من است… چه ناخوشم! بفرمای هیچ دری هرگز خوش […]

شعر [ادامه مطلب...]

ابر

دی ۰۲, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

ابر علی عبدالرضایی     برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید       شب که پدید آمد شکلِ وقت       وقتی که در می‌رفت       دیدنی بود تا صورت از سرِ صبح برداشت روز مکثی کرد فردا نمی‌دانست که باید بیاید و شب که قطعه‌یی از روشن خورد برتکه‌ای از سیب ریخت که […]

شعر [ادامه مطلب...]

تنوین

آذر ۲۹, ۱۳۸۶ ۲۶ دیدگاه توسط

تنوین علی عبدالرضایی     برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید        هیچ چیز اتفاقی که می افتد اتفاقن نیست حتا به دنیا که حتمن نمی‌خواستم                                         اتفاقی بود باید برای قبلن بردارم وقتی برای بعدن ندارم صرفی ندارد وقت‌های زیادی که صرفن می… عمری امورِ خانم برای فعلن بودم […]

شعر [ادامه مطلب...]

لنگرود

آذر ۲۸, ۱۳۸۶ ۴۹ دیدگاه توسط

لنگرود علی عبدالرضایی     برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید           مرا طشتی که ماما زیرِ دنیا گذاشت از پیشِ مادرم برداشت از حومه‌ی لاتِ شهری که روی آب زندگی می‌کرد آب می خورم   شهری که پیشِ دریا کوهی برای لیلا تدارک دید و شالیزارِ خوشمزه‌ای […]

شعر [ادامه مطلب...]

برو به سمتِ برو که رفتم

آذر ۲۷, ۱۳۸۶ ۲۰ دیدگاه توسط

باری، ادبیاتِ شفاهی. شفای ادبیات را در شفاهی بجوییم. جسته‌ایم.  بخوانیم که گوش کنیم که شعر را گوشیده باشیم، چشمی به گوش دهیم. فکری به صوتِ شعر کنیم. فکر کنیم  به لحظه، به آنِ کلمه، به ادای این لحظه، این کلمه، به شعری که در لحظه پدیدار می‌شود. گفته بود فی‌البداهه؟   برو به سمتِ برو که […]

شعر [ادامه مطلب...]

اگر دهان باز کند شاعر

آذر ۲۴, ۱۳۸۶ بدون دیدگاه توسط

اشاره: طی چند روز اخیر دیده شده است که چندین خبرگزاری که اصولا” ربط‌ شان با ادبیات ایران تنها با سانسور ادبیات معنا پیدا می‌کند، خبر «چهارمین شب شعر نشر چشمه» را منعکس کرده و  در طی خبر، از شعرخوانی علی عبدالرضایی در کنار نام‌های دیگر سخن گفته‌اند. این نام‌ها کیستند؟ این نام‌ها همان کسانی […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]

علی عبدالرضایی: لطفن مرا بر سر در ِ مغازه‌های بُنجول‌ فروشی تابلو نکنید!

آذر ۲۳, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

  آن وقت‌ها که بودم به چشم نمی‌آمدم، حالا که نیستم توی چشم می‌زنم شدید! لابد دیگر باید حالم از خودم که اسمی ناگهان شهیر دارد از جنسی چنین پوپولیستی بهم بخورد نه!؟ یعنی من این‌همه اهل و سهل شده‌ام که حاضرم حتا در یک شاعردوانی‌ِچشمی – چشمه‌ای سیاه لشگری کنم؟ شما که می‌توانید مرا […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]

دانشجو را هیچ زندانی نمی‌تواند

آذر ۲۱, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

چنین خفن، قلم و تن و زبان و اندیشه را فروختن، و گردن گذاشتن به خفقان! عادت کردن به… خفه خون گرفتن در برابرِِ… برادری با خفقان؟ درجستجوی داشتن، دانشجو را به جرم چپ، نداشتن در آزادی! و داشتن درخفقان؟ نه! ما که زاده‌ی دانش‌گاهیم، معتادِ به این عادت نیستیم نبوده‌ایم، خفقان را عادی نمی […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]

تکثٌرِ زبان

آذر ۱۸, ۱۳۸۶ یک دیدگاه توسط

با کثرت زبان، کثیر شویم. متکثر شویم. زبان را تکثیر کنیم. از یک به چند برویم. یک را چند بخواهیم. یکی را چندگونه، چندباره، چندواره، همآره بخواهیم. زبانِِ «من» ؟ زبانِ «او»ست. او، بیگانه است. با بیگانه اما غریب نیستیم. حالا با بیگانه‌گی، یگانه می‌شویم. با زبانِ «خودی» – بی‌خودی – بیگانه‌ایم. پس از امروز، […]

ادبیات, شعر [ادامه مطلب...]