آرشیو بخش مقاله

تکمله‌ای بر مانیفست شعر پولورال | آیدین ضیایی

خرداد ۲۸, ۱۳۹۱ یک دیدگاه توسط

مانیفست شعر پولورال پروبلماتیکی از وضعیت گذار است. گذاری که در پروسه شعری و شاعری منطق غالب است. شعر پلورال، روال مرسوم نوشتن شعر و تدوین پیشنهاد شعری پس از تولید را بر هم زد؛ هرچند این بر هم زدگی چندان وجه مغشوشی به خودش نگرفته است. شعر پولورال پیشنهادی را در وضعیت انتزاعی/مجرد و پیش‌تر از تولید شعر منتشر کرد. شعر پولورال سوژه‌ای شکل گرفته از بیانی است که به ابژه‌ی ماحصل‌اش ختم می‌شود البته این سوژه بی‌تاثیر از قراردادهای ابژگانی درونماندگار شعر هم نبوده است و در عین قبول شکل کلی از «شعر بودن» شعر، بر نهاد خود را بر اساس شیوه‌ی به بار نشستن شکل مرسوم و معمول شعری نهاده است. پیشنهادی که خود را در وضعیت بینابینی از امر واقعی و امر نمادین قرار داد و به این ترتیب تجسمی از دورنمایی شکل نیافته ترسیم کرد.

ادبیات, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

از پولیفونی تا پلورالی… | بابک چاکرعباسی

خرداد ۱۰, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

یادداشتی بر مانیفست شعر پولورال آیدین ضیایی

مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

مانیفست شعر پولورال | آیدین ضیایی

فروردین ۳۱, ۱۳۹۱ یک دیدگاه توسط

این لحظه‌ی خروج از بحران است! بحرانی که مدام حاضر می‌شود و با انکارش، دوباره غایب می شود. ولی این انکار صوری و این تظاهر به نبودن، نه به معنای گذر از بحران که حذف صورت مساله است. از بحران نگفتن به مثابه نبود بحران!

مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

«جنون روز»؛ روایت شیزوفرنیک فروپاشی «من» مدرن به سوی پسامدرن | جعفر بزرگ امین

فروردین ۲۴, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

تغییر راوی در خلال فروپاشی شخصیت و هویت سوژه و خرد شدن آن به طیفهای شخصیتی که شیزوفزنیزم روایت را هم به دنبال دارد فضایی پلی فونیک به رمان بخشیده است. این عبور زیگزاگ وار از فضایی به فضای دیگر، از لابیرنت حسی و اندیشگی به لابیرنت دیگر خواننده را دچار حیرت و پارادوکسی می‌کند که خویشتن خویش را در منهای دیگر و در رابطه با دیگری باز یابد. اما ویژگی برجسته رمان جنون روز پیوند ساختاری و ارگانیک شعر و نثر است که بافت رمان را از خشکی و انشایی دور ساخته است. گزاره‌های شاعرانه در لابلای دیگر گزاره‌ها آنچنان ماهرانه و طبیعی گنجانده شده‌اند که لذت متنی مضاعفی القاء می‌کنند.

مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

جامعه‌ی نمایش | پرهام شهرجردی

فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

«جامعه‌ی نمایش» را در آبان‌ماه ۱۳۸۲ نوشتم. نوبل صلح به شیرین عبادی رسیده بود. هرکس به دلیلی خوش‌حالی می‌کرد. در هر اتفاقی که می‌افتد – مثلن در یک شوق جمعی – این خطر وجود دارد که چیزهایی از نظر پنهان بماند. ابعادی در نظر گرفته نشود. وضعیت اغراق آمیز شود. همه‌چیز با غلو، با بزرگ‌نمایی عرضه شود. درین میان، کسی که با فکر سر و کار دارد، چه می‌تواند بکند؟ همین جاهاست که این سوآل مطرح می‌شود: وظیفه‌ی روشن‌فکر چیست؟ مسلمن وظیفه‌ی متفکر این نبوده، این نیست و این نخواهد بود که ابعاد مختلف اتفاق را پنهان کند، فکر را با ذوق زده‌گی اشتباه بگیرد، خود و فکر و اندیشه‌اش را یک‌جا از دست بدهد و در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز، جمع و جمعیت را هرچه بیش‌تر، هرچه بهتر، از هر وجه فکری، انتقادی و ریشه‌ای خلع سلاح کند.

ادبیات, مقاله [ادامه مطلب...]

لیبیدو در آنتی کنفورمیسم | پدرام مجیدی

اسفند ۱۹, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

«آنتی کنفورمیسم» دعوتنامه‌ای دوباره است برای قیام. قیام علیه واژه، قیام علیه گذشته و نابودی. نابودی ترسی که برای خیلی‌ها دیگر جزئی از زندگی عادی است. قیام ما علیه عادت است.

ادبیات, شعر, مقاله [ادامه مطلب...]

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟ | پدرام مجیدی

دی ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟

شعر, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

شماره اول فصل‌نامه‌ی «مطالعات جـنـسیـت» منتشر شد

دی ۰۵, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

شماره اول فصل‌نامه‌ی علمی-تخصصی «مطالعات جـنـسیـت» با موضوع پدیدارشناسی و هرمنوتیکِ جنـسـیـت به صورت الکترونیکی منتشر شد.

ادبیات, رساله, مقاله, نشر پاریس, نقد, کتاب [ادامه مطلب...]

ناممکن | پرهام شهرجردی

شهریور ۰۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

ادبیات ناممکن است. ناممکن است که ادبیات است.
چرا؟ چون ادبیات در فرارفتن، از همه چیز پیشی می‌گیرد. جایی هست که ادبیات می‌خواهد از خودش هم جلوتر برود. خودش را پشتِ سر بگذارد. جایی که دیگر نمی‌توان پیش رفت. جایی که پیش-رفتن قابل تصوّر نیست: نمی‌شود ازین جلوتر رفت. نمی‌شود ازین پیش-تر رفت. این جاها را جُستن. دنبالِ این لحظه‌ها بودن. مُدام ناممکن بودن.

ادبیات, خانواده‌ی شعر, مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

آسیب شناسی شعر معاصر آذربایجان (ایران) | جعفر بزرگ امین

مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

در تجزیه و تحلیل و نقد، شعر و ادبیات معاصر آذربایجان، هرگونه اغماض و بی توجهی به پنجاه سال سیاست راسیستی پدر و پسر نظام شاهنشاهی پهلوی و ستم ملی که برآذربایجان رفته است، خود اجحاف و ستم دیگریست درحق آذربایجان. سیاست آپارتایدی و جنایت فرهنگی- هویتی غیرانسانیی که حکومت پان ایرانیستی پهلوی درحق فرد- فرد انسان آذربایجانی(آسیمیلاسیون هویتی و ساختار ذهنی- زبانی) و جغرافیایی(آسیمیلاسیون نام ترکی شهرها و روستاها درنامهای فارسی) آذربایجان رواداشته است به لحاظ حقوق فرهنگی- ادبی یک ملت غیرقابل بخشش است.

ادبیات, مقاله [ادامه مطلب...]