آرشیو بخش نقد

باز وطن‌یابی در زبان | آیدین ضیایی

آذر ۲۰, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

چنین شعری با کیفیت پلی فونیک می‌کوشد به صداهای گوناگون و حتا متعارض درون شاعر اجازه‌ی بروز و ظهور دهد. از طرف دیگر این شعر به تأویل های چندگانه‌ای توجه دارد که احترام به شعور خواننده را تأمین می‌کند. یعنی شعر پساهفتاد یک حرف پیچیده در بیان و صنایع ادبی نیست که خواننده وظیفه‌ی کشف آن را داشته باشد، بلکه خطوط بی زاویه‌ای ست که در مخاطب هندسه‌ی خود را بنا بر ظرفیت‌های عاطفی و فکری جستجو و معماری می‌کند. این کیفیت، جریان پساهفتاد را خلق الساعه کرده یعنی شاعر دیگر قرار نیست حرف‌های حسابی و دل انگیز را در هاله‌ای از آرایش های کلامی جا دهد بلکه سعی می کند در روند شعر دست به منطق آشوبی بزند و با ایجاد دیالکتیکی فلسفی – زبانی با ناخودآگاه جمعی ارتباطی مستقیم برقرار کند. از این رو شعر پساهفتاد هرگز از زمینه‌های زیستاری-عاطفی شاعر تهی نمی‌شود.

نقد [ادامه مطلب...]

نابودی | پرهام شهرجردی

آذر ۰۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

وقتی همه چیز از دست می‌رود، همه چیزهای از دست رفته پدیدار می‌شود.
در فیلم‌های اصغر فرهادی، «درباره‌ی الی» و «جدایی‌ی نادر از سیمین»، چقدر با مفهومِ غیاب، ناپدیدی، نابودی و نا-بودن کلنجار رفتم. یک عضو، یک نفر، یک چیز، پا پس می‌کشد، غیبت آغاز می‌شود، و همه چیز ازین‌جاست که شروع می‌شود.

ادبیات, نقد [ادامه مطلب...]

تن زدن به پهلوی مرگ | منصور خورشیدی

شهریور ۱۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نگاهی به کتاب‌های « آن مرگم» و «جنون روز» موریس بلانشو، «مرض مرگ» مارگوریت دوراس و «ماضی‌ی بعید مرگم» پرهام شهرجردی – در خوانش و نویسش پرهام شهرجردی

ادبیات, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ناممکن | پرهام شهرجردی

شهریور ۰۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

ادبیات ناممکن است. ناممکن است که ادبیات است.
چرا؟ چون ادبیات در فرارفتن، از همه چیز پیشی می‌گیرد. جایی هست که ادبیات می‌خواهد از خودش هم جلوتر برود. خودش را پشتِ سر بگذارد. جایی که دیگر نمی‌توان پیش رفت. جایی که پیش-رفتن قابل تصوّر نیست: نمی‌شود ازین جلوتر رفت. نمی‌شود ازین پیش-تر رفت. این جاها را جُستن. دنبالِ این لحظه‌ها بودن. مُدام ناممکن بودن.

ادبیات, خانواده‌ی شعر, مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

کلماتی که زندگی می‌کنند در مرگ معنا | منصور پویان

تیر ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نیم‌نگاهی به «جنون روز» نوشته‌ی موریس بلانشو با فارسی‌ی پرهام شهرجردی

ادبیات, تازه‌ها, نقد [ادامه مطلب...]

پیش‌نوشتِ «آنِ مرگم» | پرهام شهرجردی

فروردین ۲۷, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

اتفاق افتاده است: پنجاه سال قبل، در طی جنگِ دوم جهانی، بلانشو تا خودِ مرگ می‌رود، اما نمی‌رود. این «خودِ زنده‌گی‌نامه» یک‌بار در «جنون روز» نوشتن می‌کند و بعد، «آنِ مرگم» به گذشته‌ی مردی می‌رود که دیگر جوان نیست. اول شخصِ مفرد روایت می‌کند، تکرار می‌کند: «می‌دانم». سوم شخصِ مفرد، مردِ جوان است، مردی که هنوز جوان است. انگار این اول شخص – منِ امروز –، آن سوم شخص – منِ جوانِ دیروز – را می‌نویسد.

ادبیات, نقد [ادامه مطلب...]

رمزگان‌های دوگانه‌ی حِیرانی | بهروز شیدا

بهمن ۲۰, ۱۳۸۹ بدون دیدگاه توسط

تأملی کوتاه بر رسوایی‌ی کوتزی بر مبنای تکه‌هایی از ضدِ ادیپِ دلوز و گتاری

مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

تخیّلِ زبان | ثریا کهریزی

بهمن ۱۹, ۱۳۸۹ بدون دیدگاه توسط

نظرى مى‌گوید « همه چیز را ذهن مى سازد» و نظر دیگرى بر این عقیده استوار است که «همه چیز در ذات خود آن همه چیز است» . این تناقض بارز، ذهن را بر آن مى‌دارد تا به دنبال دلالتی باشد که شاید بتواند راهى منطقى و قابل درک در این چالش عظیم ایجاد کند. […]

ادبیات, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

سیاستِ نوشتارِ موریس بلانشو

دی ۲۴, ۱۳۸۸ بدون دیدگاه توسط

«گاهی اوقات، در مقابل برخی حوادث، می‌دانیم که باید سرپیچی کنیم. سرپیچی مطلق و قاطع است… آن‌هایی که سرپیچی می‌کنند و قدرت این سرپیچی آن‌ها را بهم پیوند داده می‌دانند که هنوز با یکدیگر نیستند. زمان لازم برای آن‌که بتوانند حرکت گروهی خود را تثبیت کنند، از آن‌ها سلب شده است. آن‌چه برایشان باقی می‌ماند، یک سرپیچی سازش ناپذیر است، دوستی با یک نه‌ی قطعی، یک نه‌ی تزلزل ناپذیر و دقیق که آن‌ها را متحد و هم‌بسته می‌کند.»

ادبیات, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

قیامی که قیامتِ ادبیات فارسی را قیام می‌کند

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

این‌طور بگویم، بی‌تواضع، بی‌تعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشته‌ای را می‌خواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیده‌ی فارسی، از تخیل‌های درمانده و وامانده‌ی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]