آرشیو بخش یادداشت

کارگردانی‌ی‌ فارسی در فیلمِ بلند شعر فرانسه | پرهام شهرجردی

بهمن ۱۷, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

امروز را دوست دارم چون فرداست. دیروزی را دوست دارم که امروزمان ساخت. امروز دستِ کم ده ساله است. ده ساله باید می‌شد تا بیاید، باز شود، افق شود. افقی که یک روزه نیامد. تصادفن نیامد. حالا آمد، البته باید می‌آمد. اما چطور، از کجا آمد؟

زبان شدن, زبانِ دیگر, شعر, نویسش, یادداشت [ادامه مطلب...]

زمانِ شکستن، زمان شکستن، شکستِ زمان | موریس بلانشو و پرهام شهرجردی

بهمن ۱۰, ۱۳۸۹ یک دیدگاه توسط

هر وقت حرکتِ نیروها به شکستن میل ‌کند، انقلاب به عنوانِ یک ممکن تظاهر می‌کند، یک ممکن غیر انتزاعی، که به طور تاریخی و عینی ظهور می‌کند، درین لحظات است که انقلاب اتفاق می‌افتد. تنها وجهِ حضور انقلاب، امکان واقعی‌‌ی آن است. آن وقت، توقف و تعلیق است. درین توقف، جامعه از هر سو گشوده می‌شود. قانون فرو می‌ریزد. تخطی و سرپیچی به انجام می‌رسد: لحظه‌ای معصومیت؛ تاریخ از حرکت می‌افتد.

ادبیات, زبانِ دیگر, سرمقاله, پچواک, یادداشت [ادامه مطلب...]

بازی‌ی باز در اسید سولفوریک

آبان ۰۱, ۱۳۸۸ بدون دیدگاه توسط

پیرامون کارکرد خیال در شعر پساهفتاد

یادداشت [ادامه مطلب...]

ادبیاتِ مبادا

آبان ۰۱, ۱۳۸۸ بدون دیدگاه توسط

و نهی را خوانده باشی. نگاشته باشی. از نهی و از وحی، از منزل کنده باشی، از «نه» آکنده باشی. به ادبیاتِ مبادا دست داده باشی. در مبادا زیسته باشی. هفتادِ به پسا رفته باشی. تا خودِ پیروزی، جنگ، جنگ، جنگیده باشی. در عزلتِ ادبیات، غلتیده باشی. ایستاده نوشته باشی. هرگز را خواسته باشی. مبادای […]

یادداشت [ادامه مطلب...]

زبانِ فارسی در مرگِ پدر، به علی عبدالرضایی که دور است، که دورادور است، زنده‌گی بدهکار است

مهر ۰۴, ۱۳۸۷ ۵۲ دیدگاه توسط

علی عبدالرضایی! برادرم! آنکه برای شعر می‌رود، شهید نمی‌شود، شعور می شود. پدر رفته اما درد هنوز همان قدیمی‌ست که نسبتی نزدیک با مثلِ تو دارد. تمام این یک سالی که پدر را تصادف کرده بودند، منتظر بود. انتظار بود. در بود که بگشایی. آن‌جا بود. این‌جا بودی. و او، هم‌چنان بود، در بود. درد […]

یادداشت [ادامه مطلب...]