شعر و صدای آتوسا قدیمی

اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه توسط

و بیمار که زمان را در بخش ِ دیگری بستری کرده بود
نگاهِ واگیرداری داشت
که از مراقبت‌های ویژه می‌ترسید
پرستار می‌پرسید
همراهِ این متن کجاست؟
من داشتم جای سطر‌ها را عوض می‌کردم
و یکی داشت پرستار را خبر می‌کرد
که می‌دانست
شرایطِ شاعر همیشه بحرانی‌ست

شعر, شنیداری [ادامه مطلب...]

در معرفی آتوسا قدیمی

آبان ۲۲, ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه توسط

آتوسا قدیمی سال‌هاست که در انزوایش می‌نویسد. بگذاریم این تنهایی، نقطه‌ی آغاز باشد. روزی نویسنده‌ای که منتقد هم بود،‌ حرف از تنهایی‌ی اساسی زده بود. کسی که تنهاست، درین‌جای جهان نیست، جای دیگری‌ست. زمان‌اش، زمانِ دیگری‌ست. شاید بی‌دلیل نیست که خیلی وقت‌ها، امروزها، برای وقت دیگری می‌نویسیم. به همین ساده‌گی: امروز، برای امروز نمی‌نویسیم. می‌نویسیم اما، برای خواننده‌ای که هنوز نیست. برای ملًتی که جایش خالی‌ست. هم‌زمان که در کار خلق اثریم، مردمی را هم که هنوز در دنیا و درین دنیا نیست، به دنیا، به این دنیا فرا می‌خوانیم، مردمی را به دنیا می‌آوریم.

خانواده‌ی شعر, شعر [ادامه مطلب...]