«جنون روز»؛ روایت شیزوفرنیک فروپاشی «من» مدرن به سوی پسامدرن | جعفر بزرگ امین

فروردین ۲۴, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

تغییر راوی در خلال فروپاشی شخصیت و هویت سوژه و خرد شدن آن به طیفهای شخصیتی که شیزوفزنیزم روایت را هم به دنبال دارد فضایی پلی فونیک به رمان بخشیده است. این عبور زیگزاگ وار از فضایی به فضای دیگر، از لابیرنت حسی و اندیشگی به لابیرنت دیگر خواننده را دچار حیرت و پارادوکسی می‌کند که خویشتن خویش را در منهای دیگر و در رابطه با دیگری باز یابد. اما ویژگی برجسته رمان جنون روز پیوند ساختاری و ارگانیک شعر و نثر است که بافت رمان را از خشکی و انشایی دور ساخته است. گزاره‌های شاعرانه در لابلای دیگر گزاره‌ها آنچنان ماهرانه و طبیعی گنجانده شده‌اند که لذت متنی مضاعفی القاء می‌کنند.

مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

کلماتی که زندگی می‌کنند در مرگ معنا | منصور پویان

تیر ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نیم‌نگاهی به «جنون روز» نوشته‌ی موریس بلانشو با فارسی‌ی پرهام شهرجردی

ادبیات, تازه‌ها, نقد [ادامه مطلب...]

کلماتی که زندگی می‌کنند در مرگ معنا

آبان ۰۸, ۱۳۸۷ یک دیدگاه توسط

نیم‌نگاهی به «جنون روز» نوشته موریس بلانشو و ترجمه‌ی پرهام شهرجردی منصور پویان

مقاله [ادامه مطلب...]