قیامی که قیامتِ ادبیات فارسی را قیام می‌کند

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

این‌طور بگویم، بی‌تواضع، بی‌تعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشته‌ای را می‌خواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیده‌ی فارسی، از تخیل‌های درمانده و وامانده‌ی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ادبیاتی که تمام می‌شود

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

«همانطوریکه که قبل از ظهور زمین‌لرزه و پیش از آنکه کوهی آتشفشان کند آثاری ظاهر می‌شود که دلالت بر نزدیک بودن این وقایع و حوادث دارد، ظهور وغ‌وغ ساهاب را هم میتوان دال بر انقلاب ادبی جدی‌تر دانست.» کاغذ از لوزان حالا به کجای این ادبیات فکری کنیم؟ با توام! به انضباط‌اش، که ادبیات را […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

خطر شعر

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

سر نوشت خطر شعر متنی‌ست که با تارهای شعر، پود می‌شود، طرح می‌دهد. خطر شعر زبان  و شیوه‌ی «علمِ ادبیات» و «ادبیاتِ علمی» را مخدوش می‌کند: شیوه‌ای از پیش تعیین شده یا تعریفی از ماضی بازآمده نیست که این‌جا نوشتن کند. خطر شعر  بی صبرانه به تاویل متوسل نمی‌شود، بل‌که در شعر صبورانه انتظار می‌کشد، […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]