سین‌مردگی | فریبا فیاضی

تیر ۰۲, ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه توسط

انگار روی تنم نبود از دست رفته از سر لختِ لخت
انگار تو بدون چشیدن دیده بودی از صدام که زنده‌ام
انگار تمام کلاغ‌ها نشسته باشند روی قلبم روی سرم لانه کرده باشند تخم کرده باشند نوک بزنند چشم‌هایم را خونی کنند

شعر [ادامه مطلب...]

قتل را ناممکن مکن…! | سروش سمیعی

دی ۰۴, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

معطوف شدن به تجربیات شاعر، در عوض اینکه راه به هستی شناسی [شکست] شعر بگشاید، موقعیت‌های دیگری را آشکار می‌کند، اینکه ما از یک سو پذیرفته‌ایم که تجربه شاعر تکمیل شده و پایان یافته است و اکنون این تکمیل یافتگی است که به بیان در می‌آید، و از دیگر سو اینکه، می‌توان به قضاوت این تجربه نشست، با این حکم پیشینی که تجربه‌ی بیان شده مشخصاً هیچ محل ارجاعی به جز خود شاعر ندارد.

نقد [ادامه مطلب...]

الهه‌ای با بال‌های طلایی مصرف | فریبا فیاضی

آذر ۰۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نویسنده‌ی این متن در ابتدا به عنوان «یک توضیح ضروری» لازم می‌داند تاکید کند که این متن قصد تبلیغ مصرف افراطی قرص را دارد و تلاشش تنها افشاء برخی واقعیت‌های تاریخی برگرفته از تجربه‌های شخصی نگارنده در مصرف است. من اصراری ندارم انتشار این متن قصد ترویج مصرف را نداشته باشد. اما جذابیت این متن، در قابلیت نقد آن و رد و بدل کردن تجربه‌ی مخاطب‌های مصرف کننده است. انکار نمی‌کنم این متن از بنیان بر هواست و نتیجه‌ی تجربه‌ی چند ساله‌ی مصرف شخصی من است و لزوما نمی تواند هیچ مابه ازا بیرونی و نقطه‌ی مشترکی با دیگر مصرف کنندگان داشته باشد.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب...]

دو شعر از فریبا فیاضی

خرداد ۲۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

از همیشه نبودن دل درد بگیرم اشک بریزم دور چشم‌هایم چروک بردارد موهایم لای رنگ قهوه‌ای بسوزد تا تو

شعر [ادامه مطلب...]