دو شعر از پدرام مجیدی

تیر ۲۴, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

تو این صحنه:
زن تو آشپزخونس
و جمله‌ی بعدی اینه:
«مرد رفته سر کار»
ولی نمی‌دونی که زنت تو آشپزخونس یا تو رفتی سر کار؟

شعر [ادامه مطلب...]

نشر شعر پاریس منتشر کرد: کردن | پدرام مجیدی

خرداد ۰۵, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه توسط

کردن چیزی جز ساختن نیست. چیزی ساختن. سطری بنا کردن. شعری خلق-کردن.
چیزهایی هستند که پیش از کردن می‌آیند. کردن، ممکن‌شان می‌کند. فعال‌شان می‌کند. تمام‌شان می‌کند.
نفی‌-کردن، نفیِ کردن است و یا شکلِ دیگری از کردن: نکردن. مثلِ نساختن. با ادبیاتِ ضد-عفونی شده نساختن. شعر را ضد-عفونی نکردن. استریل نکردن. نکردن. ننوشتن.
کردن مثلِ رها کردن. این را نوشتن. همین را. همین.

شعر, نشر پاریس [ادامه مطلب...]

لیبیدو در آنتی کنفورمیسم | پدرام مجیدی

اسفند ۱۹, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

«آنتی کنفورمیسم» دعوتنامه‌ای دوباره است برای قیام. قیام علیه واژه، قیام علیه گذشته و نابودی. نابودی ترسی که برای خیلی‌ها دیگر جزئی از زندگی عادی است. قیام ما علیه عادت است.

ادبیات, شعر, مقاله [ادامه مطلب...]

شعر | پدرام مجیدی

اسفند ۰۹, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

لنگه کفش تنها بود
تخت، لنگه کفش تنها بود
تن نداشت
ها بود
کفش، کشف زخم پاها بود
زخم، بر زبان تن وا بود

شعر [ادامه مطلب...]

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟ | پدرام مجیدی

دی ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟

شعر, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

شب کلبه را در مشت گرفت | پدرام مجیدی

مهر ۲۷, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

شب کلبه را در مشت گرفت
آنقدر مالید
که حالی به حالی شد
مرد از حال رفت
به سمت در
در باز شد به سمتی که هیچ راوی به خاطره نداشت
خاطره دختری بود انتحاری
که در امن آغوش شعر منفجر شد

ادبیات, خانواده‌ی شعر, شعر [ادامه مطلب...]