لیبیدو در آنتی کنفورمیسم | پدرام مجیدی

اسفند ۱۹, ۱۳۹۰ یک دیدگاه توسط

«آنتی کنفورمیسم» دعوتنامه‌ای دوباره است برای قیام. قیام علیه واژه، قیام علیه گذشته و نابودی. نابودی ترسی که برای خیلی‌ها دیگر جزئی از زندگی عادی است. قیام ما علیه عادت است.

ادبیات, شعر, مقاله [ادامه مطلب...]

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟ | پدرام مجیدی

دی ۱۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

آیا پساهفتاد از جنایت خویش آگاه است؟

شعر, مقاله, نقد [ادامه مطلب...]

باز وطن‌یابی در زبان | آیدین ضیایی

آذر ۲۰, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

چنین شعری با کیفیت پلی فونیک می‌کوشد به صداهای گوناگون و حتا متعارض درون شاعر اجازه‌ی بروز و ظهور دهد. از طرف دیگر این شعر به تأویل های چندگانه‌ای توجه دارد که احترام به شعور خواننده را تأمین می‌کند. یعنی شعر پساهفتاد یک حرف پیچیده در بیان و صنایع ادبی نیست که خواننده وظیفه‌ی کشف آن را داشته باشد، بلکه خطوط بی زاویه‌ای ست که در مخاطب هندسه‌ی خود را بنا بر ظرفیت‌های عاطفی و فکری جستجو و معماری می‌کند. این کیفیت، جریان پساهفتاد را خلق الساعه کرده یعنی شاعر دیگر قرار نیست حرف‌های حسابی و دل انگیز را در هاله‌ای از آرایش های کلامی جا دهد بلکه سعی می کند در روند شعر دست به منطق آشوبی بزند و با ایجاد دیالکتیکی فلسفی – زبانی با ناخودآگاه جمعی ارتباطی مستقیم برقرار کند. از این رو شعر پساهفتاد هرگز از زمینه‌های زیستاری-عاطفی شاعر تهی نمی‌شود.

نقد [ادامه مطلب...]

قیامی که قیامتِ ادبیات فارسی را قیام می‌کند

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

این‌طور بگویم، بی‌تواضع، بی‌تعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشته‌ای را می‌خواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیده‌ی فارسی، از تخیل‌های درمانده و وامانده‌ی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ادبیاتی که تمام می‌شود

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

«همانطوریکه که قبل از ظهور زمین‌لرزه و پیش از آنکه کوهی آتشفشان کند آثاری ظاهر می‌شود که دلالت بر نزدیک بودن این وقایع و حوادث دارد، ظهور وغ‌وغ ساهاب را هم میتوان دال بر انقلاب ادبی جدی‌تر دانست.» کاغذ از لوزان حالا به کجای این ادبیات فکری کنیم؟ با توام! به انضباط‌اش، که ادبیات را […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

پساهفتاد؛ ققنوسی که از خاکِ هفتاد برخاسته‌ست

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

آن‌که به دنیا آمده تا هیچ برهم نزند، نه لایقِ احترام است نه شایسته‌ی شکیبایی رُنه شار در ادبیات، در تاریخِ ادبیات، چیزی بنام عدالت وجود دارد که اگر حرکتی عادلانه آن را ظاهر کند، نمی‌توان ریخت‌اش را بی‌ریخت کرد. عدالت تجزیه نمی‌شود، تجربه می‌شود: غیرقابل تخریب است، خرابت می‌کند اگر دراین خرابکاری دستی داشته […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

زبان آنکس که نجات می‌یابد؛ زبانِ نجات یافته

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

از ۲۶ تا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ کنگره‌ای توسط «اوروزین»، برپا شد که به بررسی چندزبانیت، کارکرد شبکه‌ها و …   اختصاص داشت.  به همین مناسبت نشریه‌ای زیرعنوان «کلمات متاقطع» بصورت مکتوب منتشر شد.  در «کلمات متقاطع» نویسندگان، فیلسوفان و منتقدان به مساله‌ی چند زبانیت، نحوه‌ی شکل‌گیری مجامع در اروپا (مجامع ادبی، فلسفی، هنری، …)، مرزهای زبانی، […]

زبانِ دیگر, پچواک [ادامه مطلب...]

بشکنید این ننگ را!

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ یک دیدگاه توسط

درآمد: پس‌نوشت را به پیشانی می‌آورم. عنوان این مقاله را از وُلتر وام گرفته‌ام. ننگ است که ادبیاتِ فارسی این چنین در چنبره‌ی جهل و حُمق، گیر کرده باشد. این چنین ضعف و ضعیف، این چنین درمانده وامانده باشد تا هرکسی که نیست خدمت را خیانت  کرده باشد. چیزی را که شروع می‌کنم، فردریش نیچه […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ادبیاتی که می‌آید – گفت‌وگو با روزنامه‌ی اعتماد

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

نخست از بحثی جدال انگیز که در این سال ها مطرح شده است آغاز کنیم؛ گسستی بین مخاطبان و شعر امروز ما اتفاق افتاده است که این گسست منجر به ایجاد بحرانی با عنوان «بحران مخاطب» شده است. آیا مواجه شدن شعر امروز با «بحران مخاطب» مبداء تاریخی دارد؟ باید از اینجا شروع کنیم؛ پرسش […]

نقد, گفت‌وگو [ادامه مطلب...]

فردا خودش می‌داند

بهمن ۰۶, ۱۳۸۵ بدون دیدگاه توسط

دو مطلب پیش از این مطلب نوشته‌ام که پیشِِ این مطلب می‌نشینند: «ادبیات معاصر ایران به وقت فرانسه»  و « بالماسکه‌ای برای ادبیات معاصر ایران». دو مطلب که به فاصله‌ی چند روز از هم‌دیگر نوشته شد و در بهار امسال منتشر شدند. حالا بعد از شش ماه: کیست که از ادبیاتِ پیشروی ما می‌ترسد؟ جوابِ […]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]